در حین درس خواند موسیقی گوش بدهم یا نه؟

در حین درس خواند موسیقی گوش بدهم یا نه؟

حتما شده که در حال قدم زدن در دانشکده کسی را دیده باشید که هدفون به گوش دارد و یا در خوابگاه از کنار اتاقی عبور کرده باشید که صدای موسیقی از آن جا به گوش می رسیده. موسیقی بخشی از زندگی شده است.

بضی از دانشجویان و دانش آموزان احساس می کنند که گوش دادن به موسیقی در حین مطالعه واقعاً برایشان لازم است و تمرکز آن ها را بالا می برد ؛ در حالی که برخی دیگرمعتقدند موسیقی هنگام مطالعه تنها باعث حواس پرتی می شد.

حق با کدام دسته است؟ بر اساس مطالعات « واشنگتن پست»، چه کسانی که با موسیقی مطالعه می کنند و چه کسانی که بدون آن ،‌هر دو دسته مطالب را درک می کنند و یاد می گیرند. تنها تفاوت در بخشهایی از مغز است که در فرایند یادگیری فعال می شود.

کسانی که در حین مطالعه موسیقی گوش می کنند مطالب را یاد می گیرند اما انعطاف پذیری کمتری در کار با اطلاعات یاد گرفته شده دارند. از طرف دیگر، ‌کسانی که بدون گوش دادن به موسیقی درس می خوانند ،‌همان مطالب را فرا می گیرند با این تفاوت که قدرت این را دارند که دانش خود را در شرایط دیگری غیر از کلاس اعمال کنند .

ادامه خواندن “در حین درس خواند موسیقی گوش بدهم یا نه؟”

نوازنده ها موقع نواختن چگونه نت خوانی می کنند؟

نوازنده ها موقع نواختن چگونه نت خوانی می کنند؟

می گویند اویستراخ وقتی ویولن می نواخت چشمانش نتهای ۲۰ میزان جلوتر را می خواند!

اویستراخ
اویستراخ

sight reading یا دیدخوانی ( دشیفر) یعنی توانایی اینکه قطعه ای را که تا به حال ندیده اید در بار اوّل به خوبی بنوازید.
از Franz Liszt نیز به عنوان یکی از بهترین دیدخوان ها نام می برند ( در انتهای مقاله نمونه هایی از آن آورده شده است.)
در واقع نوازندگان ، هنگام نواختن ، نت ها را تک تک نمی بینند بلکه شکل کلی را می خوانند. همان طور که افراد در کلاس اوّل حروف را دانه دانه و با صدا های اَ اِ اُ می خوانند اما کم کم چشم ،کلّ کلمات را می خواند مثلا کلمه ی « ابر» را به طور کلی می خواند و نه «اَ + ب + ر». با مطالعه ی بیشتر الگوهای بزرگتری برای چشم آشنا می شود.

ادامه خواندن “نوازنده ها موقع نواختن چگونه نت خوانی می کنند؟”

آموزش موسیقی در سنین رشد و یادگیری

آموزش موسیقی در سنین رشد و یادگیری

انسان از لحظه ی ورود به دنیا با پدیده ها و تجربه های گوناگونی روبرو می شود که نیازمند آموزش در جهت برخورداری از زندگی بهتر است. برخی از این تجربه ها مربوط به ادراکات شنییداری هستند. بشر با توجه به اجتماعی بودنش، میلش به خلق اثر و همچنین ذوق زیبایی شناسانه اش، گاه  از پدیده های شنیداری استفاده کرده و آن را به مرحله ای بالاتر یعنی ابزار بیان و انتقال احساس وگاه ایده رسانده است: موسیقی، هنری انتزاعی و بدون واسطه در تاثیرگذاری. بنابراین هر فرد چنانچه حتی خالق اثر نیز نباشد به عنوان مخاطب اثر و مخاطب پدیدآورنده با موسیقی ارتباط خواهد داشت. در این میان بحث آموزش در سنین یادگیری و رشد مطرح می گردد. فرد حتی اگر قصد تولید اثر موسیقایی نیز نداشته باشد به جهت مخاطب بودن با آن سرو کار داشته و نیازمند آموزش است. آموزش موسیقی را شاید بتوان در سه لایه تقسیم بندی کرده و مورد بررسی قرار داد:

لایه ی نخست: لایه ی پرورش و آموزش غیرمستقیم
انسان از لحظه ی تولّد با مسائل مختلف از جمله موارد دیداری و شنیداری مواجه می شود، که این تجربیات در شکل گیری ذائقه و  سلایق او تاثیرگذار است.  گستردگی دامنه ی تجربه ها و گزینش آن ها در شکل گیری شناخت و پس از آن شکل گیری سلیقه نقش دارد. بخشی از این ها تجربیات شنیداری و زیرمجموعه ی آن تجربیات موسیقایی هستند. اینکه فرد در دوره های مختلف خردسالی، کودکی و نوجوانی در معرض کسب چه تجربیات موسیقایی قرار بگیرد به عواملی همچون جهت دهی آگاهانه یا ناآگاهانه ی والدین  و همچنین رسانه های جمعی  شامل تولیدکنندگان برنامه های تلویزیونی، کارگردانان هنری و آهنگسازان  بازی های ویدئوییو فیلمسازان گروه های سنی خردسالان، کودکان و نوجوانان  وابسته است.


اگر ارتباط موسیقی و روح را چون ارتباط غذا و جسم در نظر بگیریم، همان طور که بی توجّهی به تعادل در کسب غذای مناسب کودک و همچنین عدم دقّت در گزینش غذای مناسب می تواند موجب تغییر ذائقه ی کودک و در شرایط حاد موجب به هم ریخته شدن تعادل جسمانی کودک شود، در مورد موسیقی و تجربه های شنیداری نیز لزوم انتخاب متعادل و گسترده و همچنین گزینش نمونه های مناسب می تواند اهمیت زیادی داشته باشد. به عنوان مثال اگرچه که موسیقی با ریتم تند، همانند فیلمی با ریتم روایت تند می تواند کودک را مجذوب و آرام کند به این دلیل که ذهن قبل از فرصت به تفکّر در مورد قسمت قبل با انبوه قسمت های بعدی مواجه می شود  اما استفاده ی افراطی از آن در رسانه می تواند تعادل تجربیات موسیقایی کودک را برهم بزند و سلیقه ی موسیقایی را بدون فراهم ساختن فرصت شناخت انواع دیگر شکل دهد.
همچنین درمورد والدین اگرچه که شاید به عنوان مثال رها کردن کودک با انواع موسیقی های درون گوشی همراه پدر یا مادر بتواند او را به طور موقّت آرام کند اما بی توجّهی به آنچه که در اختیار فرزند داده می شود همانند بی توجهی به غذایی است که در اختیار او قرار داده می شود.
با توجه به آنچه در  مورد لایه ی نخست آورده شد بحث فرعی اهمّیّت آموزش به اولیا و مسئولینِ رسانه در چگونگی گردآوردن مجموعه ای از نمونه های خوب و متنوّع روشن می گردد.
ادامه خواندن “آموزش موسیقی در سنین رشد و یادگیری”