انتخاب رشته های ۹۸

امروز می خواهم خیلی کوتاه راجع به کنکور و بازار انتخاب رشته صحبت کنم

تقریبا از چند دهه قبل آموزش عالی بیشتر و بیشتر مطرح شد و کم کم به عنوان مسیری برای به دست آوردن شغل در ذهن ها جا انداخته شد که این تا مدتی درست بود اما با گذشت زمان در حال تغییر هست. البته این تغییر یا پذیرش این تغییر در همه ی کشور ها مثل هم نیست، در برخی کشورها که تحصیلات رایگان نیست، گاهی فرد بعد از اینکه متوجه می شود می خواهد چه کار کند حتی می شود که تحصیلات را رها کند یا برعکس کار پژوهشی بدون تحصیلات آکادمیک انجامش خیلی سخت است.

دوره ی قبل از اینکه من کنکور بدهم رشته ی عمران رشته ی رتبه ی اول بود، شاید این به خاطر ویرانی های بعد از جنگ و نیاز ساخت و ساز و دوران سازندگی کشور بود.

سال هایی که من کنکور میدادم یعنی سال ۸۱ رتبه ی اول رشته های گروه ریاضی فیزیک، مهندسی برق بود، به طوری که اگر رتبه ات خوب می شد یک فشار یا کشش ناخواسته ای بود که حتما برق شریف بزنی، خدا رو شکر من در دوران راهنمایی شیفته ی مدارهای الکتریکی بودم اما در سال پیش دانشگاهی دیدم که وقتی وارد مباحث دیگر یعنی مدارهای الکترونیکی می شوم واقعا نمی توانم دامه دهم  و محکم برق را در انتخاب رشته ام نزدم. من کامپیوتر را دوست داشتم، منابعم کتاب های انتخاب رشته بود و آرشیوی که از همشهری انفورماتیک جمع آوری کرده بود. در آن سال ها به طور کلی مهندسی تاپ بود، مثلا یادم می آید که من فیزیک دوست داشتم یا رشته هایی مثل علوم کامپیوتر هم بود اما مطلقا توصیه می شد که با رتبه های خوب سراغ این رشته ها نرویم کلمه ی مهندسی خودش انگار نوعی تضمین کار بود و نبود این کلمه به معنی اینکه تنها کار تدریس  در پیش رو خواهد بود که آن هم جز درد سر و بی پولی و نداشتن شان اجتماعی چیزی نخواهد داشت.

سال ها گذشت و سیل مهندس ها زیاد شد، از طرفی در آن سال ها اپلای کردن روندی بود دشوار نیاز به نامه نگاری پستی داشت و نیاز به سفر به ترکیه یا قبرس برای دادن امتحان تافل. خیلی زود در کمتر از یکی یا دوسال، همه چیزی دیجیتال شد، امتحان تافل Paper based و بعد از آن امتحان Computer based  و بعد از Internet Based  در ایران برگزار می شود و روند اپلای هم دیجیتال و واقعا راحت تر شد. تعداد افرادی که برای تحصیل به خارج رفتند زیاد شد، برخی ترجیح می دادند دانشگاه های رتبه ی پایین تر را انتخاب کنند اما به شهر خاصی برود برخی دانشگاه های خوبی رفتند، برخی با بورس ایران رفتند و برخی هم که مثلا با رشته هایی مثل مهندسی معماری به کشورهایی مثل ایتالیا رفتند چندان توفیقی نداشتند، نه آن جا کار پیدا کردند و به کشور برگشتند و نه این جا کار پیدا کردند که جبران هزینه ها را بکند. نمی دانم چرا اخبار درخشش در مورد افرادی که ۱۰ سال بزرگتر از ما بودند و مهاجرت کردند  می شنوم اما در مورد نسل خودم نه ؟ شاید  رفتن به خارج کمتر برای یادگیری و تحصیل و بلکه به تعداد بالاتر و به عنوان روش و بهانه ای  تنها برای مهاجرت شد.  یا شاید هم مربوط به اشباع شدن جذب نیروی کار به عنوان پژوهشگر و استاد دانشگاه و به ناچار جذب بچه ها در شرکت های خدماتی شده است یا شاید هم دلیلش مثلا حجم اطلاعاتی باشد که به ذهن افراد نسل ما وارد می شود و شاید تمرکز ما را می گیرد.  نمی دانم

سیل خروجی مهندس خیلی زیاد شد و مشکلات کار که ریشه یابی آن موضوع این پست من نیست. کم کم مهندس شان و اعتبار خود را از دست داد گاهی برخی دوستان نوجوان ان قدر با شک در مورد داشتن درآمد مهندسی سوال می پرسند که فکر می کنم شاید کم کم کلمه ی مهندس شبیه دست انداختن درآمده خصوصا مثلا وقتی یک نفر اشکال کامپیوتری  یا اینترنتی اش را با گذاشتن کلمه ی مهندس اول سوالش می پرسد. ( این کلیپ )

این عدم توفیق و از طرفی به چشم آمدن درآمد برخی پزشک های متخصص دارای مطب و ویزیت ها و درآمدهای بالا از جراحی باعث شد که توصیه به انتخاب رشته ی تجربی بسیار بالا رود. درست است که شاید پزشک عمومی بیکار هم داشته باشیم اما به هر حال یک وضعیت ایده آل در آن تعریف شده که سبب شده از دیده ام برخی دانش آموزان به توصیه ی خانواده برای داشتن آینده به سمت رشته ی تجربی رفته اند

حالا بیایید نگاهی به آمار کنکور امسال بیندازیم

جدول آماری داوطلبان و کارت آزمون سراسری سال ۹۸

گروه آزمایشی تعداد داوطلب تعداد کارت
علوم ریاضی و فنی ۱۶۴ هزار و ۲۷۸ داوطلب ۱۶۴ هزار و ۲۷۸ کارت
علوم تجربی ۶۳۷ هزار و ۹۴ داوطلب ۶۳۷ هزار و ۹۴ کارت
علوم انسانی ۲۸۲ هزار و ۱۵۱ داوطلب ۲۸۲ هزار و ۱۵۱ کارت
هنر ۲۴ هزار و ۷۶۹ داوطلب

۷۸ هزار و ۸۹۶ مورد علاقمندی

۱۰۳ هزار و ۶۶۵ کارت
زبان‌های خارجی ۱۰ هزار و ۵۰۱ داوطلب

۱۵۵ هزار و ۳۲ مورد علاقمندی

۱۶۵ هزار و ۵۳۳ کارت
جمع یک میلیون و ۱۱۸ هزار و ۷۹۳ داوطلب یک میلیون و ۳۵۲ هزار و ۷۲۱ کارت

وی یادآور شد: همچنین از تعداد یک میلیون و ۱۱۸ هزار و ۷۹۳ داوطلب در کنکور ۹۸ تعداد ۶۴۸ هزار و ۷۵۴ نفر زن و ۴۷۰ هزار و ۳۹ نفر مرد هستند. به این ترتیب ۵۷.۹۹ درصد داوطلبان کنکور زن و و ۴۲.۰۱ درصد داوطلبان مرد هستند.

سال ۸۱:

سال ۸۱ بیشترین متقاضی کنکور را داشت. در این آزمون، یک میلیون و ۴۵۵ هزار و ۸۶۸ نفر ثبت نام کرده‌اند، که نسبت به آزمون سال گذشته، حدود ۲۵ هزار نفر افزایش یافته است

سایر سالها:

 

سال برگزاری تعداد شرکت کننده تعداد پذیرفته شونده درصد قبولی
۱۳۷۹ ۱۱۸۶۶۴۹ ۱۵۱۹۴۳ ۸۰/۱۲
۱۳۸۰ ۱۲۵۳۵۲۹ ۱۷۰۷۰۲ ۶۲/۱۳
۱۳۸۱ ۱۲۹۱۴۷۱ ۱۹۵۲۸۱ ۱۲/۱۵
۱۳۸۲ ۱۳۹۹۹۴۳ ۲۳۰۳۳۹ ۷۲/۱۷
۱۳۸۳ ۱۲۸۳۷۳۷ ۲۴۸۶۴۶ ۳۷/۱۹
۱۳۸۴ ۱۲۲۹۳۰۱ ۲۹۵۸۶۶ ۸۷/۲۳
۱۳۸۵ ۱۱۸۹۷۸۷ ۴۱۸۸۵۵ ۳۰/۳۵
۱۳۸۶ ۱۱۴۰۶۴۸ ۵۰۷۱۹۴ ۴۷/۴۴
۱۳۸۷ ۱۱۹۷۷۷۱ ۴۳۷۰۶۹ ۴۹/۳۶
۱۳۸۸ ۱۰۹۹۱۴۵ ۵۲۶۸۰۳ ۹۳/۴۷
۱۳۸۹ ۱۱۰۹۱۹۰ ۵۱۷۰۶۸ ۶۲/۴۶
۱۳۹۰ ۹۹۴۱۸۱ ۶۰۸۷۳۲ ۲۳/۶۱
۱۳۹۱ ۹۲۹۸۰۱ ۵۸۸۶۱۰ ۳۰/۶۳
۱۳۹۲ ۹۲۱۳۸۶ ۵۳۳۱۱۵ ۶۷/۵۶

همان طور که می بینید تعداد داوطلبان رشته ی ریاضی و فنی به نصف رشته ی علوم انسانی رسیده است.

خوب حالا آیا این خوب است؟ به نظر من خیر، تا جایی که پرس و جو کرده ام رشته ی تاپ در گروه ریاضی مهندسی کامپیوتر است یعنی همه می خواهند رشته ی مهندسی کامپیوتر بخوانند

این کاملا منطقی است، هر سال من به نمایشگاه کار می رود و آمار استخدام ها را زیر نظر دارم، در اکثر رشته های مهندسی هیچ استخدامی وجود ندارد اما انواع استارتاپ های خدماتی مثل تاکسیرانی اینترنتی، تحویل کیک، اپلیکیشن بارداری و … نیازمند نیرو هستند، بیشتر آن ها خواهان نیروی با مهارت خاص هستند و نه لزوما مدرک کامپیوتر.

از نظر من نکته ی اصلی این هست که تصور دانشگاه برو برای کار چندان هم درست نیست. این نگاه چندین درد سر داشته اول اینکه شان آموزش عالی را به شدت پایین آورده سیل فارغ التحصیل، سیل خرید و فروش پایان نامه و پروژه ( که مختص دانشگاه های سطح پایین نیست و حتی در دانشگاه هایی که من تحصیل می کرده ام هم پیشنهادش را داشته ام!) ، تعداد زیاد پذیرش دکترا در حالی که از نظر هیات علمی اشباع شده است همه و همه شان آموزش عالی را پایین آورده است.

مشکل دوم این است که دانشگاه کارش با کار آموزشگاه فرق دارد، خوشبختانه طرح درس های دانشگاه ها متنوع است. مثلا من در دانشگاه یادم می آید مفاهیم شبکه را یاد می گرفتیم و انتهای ترم باید ۴ پروژه ی شبیه سازی میدادیم، اینکه شبیه سازی را با چه زبانی انجام دهید به خودمان مربوط بود و این که بلد باشیم یا نباشیم هم همین طور وظیفه ی دانشگاه این نبود که در چنین چیزی ما را تاتی کند. یا مثلا در انیمیشن ما مفاهیم مختلفی خواندیم از روانشناسی بگیر تا متحرک سازی

من از زبان افراد دارای کسب و کار می شنوم که می گویند دانشگاه نیروی متخصص تربیت نمی کند؟ تصور کنید دانشگاه به جای یاد دادن علوم کامپیوتر، ریاضیات گسسته و مفاهیم ساختاری برنامه ها، فقط مثل یک آموزشگاه یک زبان خاص یا یک مدرک شبکه را تقدیم دانشجویش می کرد، در حق او اجحاف نکرده بود؟ دادن اطلاعاتی که عمرش محدود به یک سال است کار دانشگاه است یا دادن دید برای راه اندازی پروژه؟ یا مثلا این صحبت که در انیمیشن نیروی متخصص تربیت نمی شود و کارگردان تربیت می شود، یادگرفتن یک مهارت خاص مثلا انیمیت، هودینی، افترافکت و… کار موسسه است که دانشجو باید یکی را بلد باشد اما نه از دانشگاه، اگر قرار باشد کسی برود دانشگاه و یک نیروی یک بعدی بشود برای کار در یک شرکت انیمیشنی که دیگر فرقی با موسسه ی آموزش های تابستانی نداشته و فریب دادن دانشجو است.

یادم می آید یکی از دوستانم بعد از فارغ التحصیلی می خواست در شرکتی کار کند، پذیرفته شد، اما مهارت مورد نیاز آن جا یعنی زبان دلفی را نداشت، پذیرفته شد اما  ۶ ماه به او گفتند دلفی بخواند، و بعد از آن استخدام می شود، شش ماه به کتابخانه می آمد و دلفی می خواند. مهارت با دانش فرق دارد.

حال در مورد تاپ بودن رشته کامپیوتر در سال های جاری، امیدوارم این به دلیل بازارداغ اپلیکیشن های خدماتی نباشد. که اگر این باشد و نه به قصد ایده پردازی با دوره ی هنرستان و یا کلاس آموزشگاه می شود به همان موقعیت شغلی رسید.

در مورد شان دانشگاه و مشکلاتی که در سال های اخیر رخ داده پیشنهاد می کنم مصاحبه ی دکتر گلشنی در برنامه ی شوکران تلویزیون را هم بشنوید

خود من به شخصه به بخش نوآوری کارها علاقه مندم به همین خاطر هست که مرزی بین هنر و علم نمی بینیم. هر دو با نوآوری سر و کار دارند و هر دو در لایه ی بعدی می توانند به خدمت و تولید انبوه برسند که بسیار لازم است

مثلا زمانی هوش مصنوعی، سیستم های جی پی اس، ، ردیابی پست، سیستم های هوشمند پیشنهاد خرید تازه در خارج وجود داشت و مطالعه ی آن ها مرا حسابی جذب می کرد، اما الان وارد خدمات شده  در حال حاضر به نظرم مباحثی مثل بیوانفورماتیک و مهندسی ژنتیک علوم نوین هستند.

در واقع کشورهایی مثل آمریکا یا کانادا، هرسال روی مباحثی که هنوز نوین است بودجه هایی به اساتید می دهند تا دانشجوهای درسخوان و نخبه را از خارح بگیرند، بعد از چند سال که موضوع از پژوهش به خدمات تغییر کرد دیگر نوع سرمایه گذاری ها هم تغییر می کند، مثلا زمانی پردازش زبانی طبیعی از موضوعات خوب برای گرفتن اپلای بود، بعد از آن زیست فناوری و این مدام در حال تغییر است. به این می گویند برنامه ریزی درست نه؟

نویسنده: حدیث

حدیث ملکی (بیسکولنز): کارگردان هنری و پژوهشگر کوچولویی که از دنیای انیمیشن به دنیای واقعی آمده، قصه ها و دانستنیها را به تصویر می کشد| کارشناس ارشد انیمیشن، کارشناس مهندسی نرم افزار http://bisculens.ir | http://hmaleki.ir

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *