راهنمای طرح تجاری برای هنرمندان ( آرتیست ها)

روز و شبتان به خیر،کسانی که پیگیر مطالب من در بن پم هستند، حتماَ می دانند که چند وقتی هست راجع به کسب و کار به عنوان هنرمند تحقیق و مطالعه می کنم و کسب وکار هنرمندان مختلف دنیا را بررسی می کنم.

Image result for artist selling art

امروز می خواهم ترجمه و تلخیصی از چند مقاله که مربوط به نگارش طرح تجاری برای هنرمندان هست برایتان  انجام داده و  بنویسم. بعضی مطالب را بارها و بارها شنیده ایم اما نمی دانم چه طور است که اثر نمی کند و نمی کند بلکه تنها فکر می کنیم دنباله رو آن ها هستیم، تا ناگهان ضربه می زند. مثلا  اصطلاح طرح تجاری را من از سال ۸۱ که دادن وام های خود اشتغالی مطرح شده بود شنیده بودم اما برایم مفهومی بود که بیشتر مدیریتی و انسانی بود و به من مرتبط نمی شد،  بعد از آن در طی سال ها کار در موسسات دولتی، کامپیوتری و شرکت ها، گروه های فیلم و انیمیشن سازی و سازمان های آموزشی به مرور تجربه هایی به دست آوردم و بعد از آن که خودم را انداختم در موضوع پر چالش کسب درامد به عنوان هنرمند، تجربه های زیادتری را خودم با تجربه و تفکر کشف کردم، و وقتی این مقاله ها را خواندم هم با تمام وجود درک کردم و  هم از خامی خودم در مثلا ۵-۶ سال گذشته تعجب می کردم، واقعاً عجیب است منظورم قدرت تجربه است، این که چه طور چیزهایی که الان به نظرم بدیهی است را ۴-۵ سال پیش با آن همه عاقل بودن باز نمی دیدم جلوی چشمم بود اما در استنتاج به این نتایج نمی رسیدم خیلی برایم جالب است، مثلا گاهی فکر می کردم کاری به موفقیت می رسد، و شاید مثل عاشق شدن بود یعنی انقدر بخش ذوق و هیجان آن ایده من را به وجد می آورد که مسائلی بدیهی را نادیده می گرفتم و در تصویرسازی آینده آن ها جانبی بود و نادیده گرفته می شد، خلاصه که عاشق ایده هایتان بشوید اما عاقل هم باشید. من اگر ان شاء الله دکترای فلسفه هنر و علم بگیرم و در دانشگاه های هنر و کامپیوتر در بخش بینارشته ای مصورسازی اطلاعات تدریس کنم، حتما کارگاه نگارش طرح تجاری خواهم گذاشت و حتماً با مدیر گروه ها یا حتی بالاتر شورای انقلاب فرهنگی صحبت می کنم، درس یا کارگاهی به اسم نگارش طرح تجاری ( حتما توسط اساتید همان رشته اما با مشاوره ی اساتید مدیریت) ارائه شود. در واقع برخلاف دوره ی فنی حرفه ای یا کاردانی که افراد متخصص تربیت می شوند در دوره های کارشناسی افراد با دید جامع و هدایت کننده ی پروژه های با تعاریف نوین و مدیریت فارع التحصیلان فنی حرفه ای و کاردانی تربیت می شود، این میل به ذات در بیشتر بچه ها وجود دارد و همه یا به دنبال کار در یک شرکت بزرگ و مطرح بین المللی مثل گوگل، سونی، پیکسار، … را دارند و یا سعی در ساخت استودیوی شخصی دارند، این میل ستودنی است شاید همانطور که در فیلم مارمولک می گفت “به تعداد افراد راه هست برای رسیدن به خدا”  به تعداد فارغ التحصیلان هم آتلیه و استودیو ساخته می شود، خیلی ها بعد از فارغ التحصیلی یک استودیو انیمیشن می سازند ( یکی اش خود بنده) اما مساله مهمتر سودآور بودن استودیو  ار تعریف اصلی اش است، این که استودیو از راه های جانبی مثل کلاس های آموزش تصویرسازی، طراحی، تدریس کنکور  و یا تبلیغات مخارج کار اصلی یعنی ساخت فیلم داستانی را تامین کند، خودش جای خالی آموزش های طرح و تفکر تجاری را نشان می دهد.

در این پست از بن پم ( وبلاگ بیسکولنز) من، حدیث ملکی، به بیان نکته هایی در مورد نگارش طرح تجاری برای هنرمندان می پردازم و در ادامه سه نمونه از استارت اپ های کسب و کار را که داشتم بررسی می کنم و به نقطه ضعف هر کدام می پردازم اما قبل از آن بگذارید با تعریف شخصی و منظورم از هنر شروع کنم، شاید بارها راجع به آن نوشته باشم اما از آن جایی که ممکن است خواننده ی این پست تازه به بن پم آمده باشد، منظورم از “هنر” را بیان می کنم:

با اینکه هنر در جامعه، مردم از اصناف مختلف به معنای مختلفی به کار می رود اما من تعریف و منظور خاصی از آن در این پست دارم، هنرمند در این پست به تعاریف رایج اشاره ندارد تعاریفی مثل :” فردی که کاری تولید دست انجام می دهد، فردی که در یکی از رشته های که از سمت آموزش و پرورش یا آموزش عالی زیر گروه هنر است فعالیت می کند، فردی که کار زیبا خلق می کند، فردی که اعتراض جامعه را با شعر و ادب بیان می کند. فردی که در یک شرکت تولید رسانه های تصویری کار می کند، یا فردی که به انجام یک کار دستی یا کار کامپیوتری وارد و ایده های طراحان را خوب اجرا می کند ”  هیچ کدام از این تعاریف منظور من نیست در تعریف من

” هنر مربوط به تولید درونی و منظم و بی وقفه اثر از طرف آرتیست است که در آن نوآوری دیده می شود و کار می تواند با تکنیک و موضوع الهام گرفته از سایر آثار در تاریخ،حال و آینده باشد اما این باید تنها در مرحله ی الهام  و فراتر از آن باشد یعنی آرتیست آن را در قالب خود در آورده باشد ضمنا بازسازی تکراری اما پرزحمت دست از کارها نیز مد نظر نیست، مثلا تولید گیوه یا آینه شمعدان منظور نیست اما اگر آرتیست به آن چیزی اضافه کند مثلا طراحی های شخصی اش را یا بحث های ارگونومی و اندازه گیری دقیق در کفش و یا طرح های نوین آینه شمعدان اما با روح صنایع دستی ایران در این حالت شامل منظور من می شود”

ضمناَ باز هم تاکید می کنم که با تعریف من از هنر، رشته های تعریف شده در سیستم های آموزشی زیرشاخه ی هنر، لزوما هنر نیستند، و برای هنر بودن هرچیز ( عکاسی، نقاشی، برنامه نویسی، آشپزی، رزمی، بازاریابی، مردم داری) باید آن را در تعریف بالا چک کرد. به نظرم زمان باور مرزهای تعریف شده برای رشته واقعا به پایان رسیده، گوش دادن به بحث های در مورد “جدا بودن جامعه ای مختلف پزشکی، هنری، انسانی، فنی”  به این که “جلوه های بصری علم است یا هنر؟ ” به اینکه “تاریخ هنر و نقد هنری ، هنر است یا علوم انسانی؟” بحث هست اما در ازای وقتی که از ما می گیرد فایده هم دارد؟ در حالی که بقیه پیشرفت می کنند این بحث ها باعث پیشرفت می شود یا پسرفت؟ خدا حفظ کند استادهایم را،  مثلا یکی از اساتید می گفت” شما به عنوان کارگردان و طراحی جلوه های ویژه باید از همه چیز سر دربیاورید، باید دائما محقق باشید، هر چیزی که در فیلم شما وجود دارد از مسائل روانشناسی تا قوانین فیزیک باید درست باشد” یا استاد دیگری می گفت ” برای طراحی شخصیت  و فیلمنامه باید انقدر مطالعه و تحقیق کنید تا کاراکتری را که خلق می کنید انقدر خوب خلق شده باشد که انگار با او یک ماه هم خانه بوده اید و تمام مسائل مربوط به خلق و خو، شغل او، لباس او، درامد او و … را بدانید”

ضمناً من به شخصه موافق کلمه هایی مثل هنرمند و دانشمند نیستم، با اینکه آن ها را برای آرتیست و ساینتیست به کار می برم، اما به نظر من ترجمه هایی نادرست هستند، آرتیست با هنر سر و کار دارد، و ساینتیست با مکاشفه و دانستن. و هردو با ابداع سر و کار دارند.  از نظر من این ها تنها در لحظاتی رخ می دهد که شما مشغول هنر و یا علم هستید، و نه این که آن ها را داشته باشید ( -مند) به نظر من دانشمند به ذات کلمه ی اشتباهی است، ذات دانش در پویایی و رشد دائمی آن است، در تبدیل آن به عمل در شگفتی چه طور می شود کسی بگوید دانش را دارد! مگر دانش به دست آوردنی است؟ فراموش نمی شود؟ تغییر نمی کند؟ به اعتقاد من دانش و هنر  یک استخر/ دریا و دریاچه هستند که آرتیست و ساینتیست در آن شنا می کنند. و در لحظاتی که  برای تنفس یا تجدید قوا به ساحل رفته اند دیگر آرتیس و ساینتیست نیستند

متاسفانه کلمه  هنرور به معنی پایینی نسبت به هنرمند در فارسی به کار برده می شود، اما اگر با من بود و این کلمه این کاربرد را نداشت، بسیار مشتاق بودم به جای هنرمند و دانشمند خود را هنرور و دانشور بنامم. چه قدر جالب الان که معانی را بررسی کردم و لینک کردم، دیدم کلمات در لغت نامه همان معنی دلخواه من را می دهند چه قدر عالی از این به بعد در جاهای مختلف معرفی خودم را هنرور و دانشور می نویسم

Image result for what is artist

خوب برویم سراغ اصل مطلب:

شش قدم برای آنکه هنرمند حرفه ای باشید 

هنرمند حرفه ای بودن و داشتن کسب و کار چیزی بیشتر از مهارت کار با رنگ یا خمیر است

Image result for mission statement of artist

الف- شرح مآموریت حال

چرا می خواهید هنرمند حرفه ای بشوید؟ دوست دارید در حال حاضر چه طور کسب و کار را جلو ببرید؟ قطعا همه اش پول نیست، اما در پاسخ به این سوال با خودتان رو رواست باشید و ببنید چه  کارها و ماموریت هایی  را می خواهید به انجام برسانید

ب- شرح چشم انداز

در آینده می خواهید به کجا بروید؟  می خواهید معروف شوید؟ می خواهید ارث به جا بگذارید؟ می خواهید ارتباط مردم با هنر را تغییر دهید؟ می خواهید پولدار شوید؟ تصمیم دارید در گالری ( نگارخانه) ها ارائه داشته باشید؟ جواب با شماست

Related image

پ- اهداف

اهداف کوتاه و بلند مدت ۳ ماه، ۶ ماه، یک سال، ۳ سال و ۵ سال خود را بنویسد، متصور کردن این ها امکان رشد طبیعی می دهند به طوری که توقع پیمون ره صدساله در یک شب را نداشته باشید.  بیان ” رها کردن کار استخدامی برای کار هنر” یا “فروش آثارم” هدف های واضح و خوبی نیست بلکه بگویید ” چه شغلی مد نظر شماست؟” ” چه قدر درآمد می خواهید؟” بیان دقیق به شما کمک می کند که گام های واقعی را بدانید.

این مطلب  در مورد طرح تجاری کسب و کار برای هنرمندان توسط حدیث ملکی (کارشناس ارشد و فیلمساز انیمیشن و مصورساز اطلاعات) در بن پم ( وبلاگ بیسکولنز) گردآوری و پست شده است.

۲- مشتریان شما

مشتری آرمانی شما چیست؟ پاسخ این سوال را پیدا کنید تا بازار کار را به نحو موثری پیدا کنید.

سوالتی که که باید از خود بپرسید:

  • چه گروه سنی یا درآمدی می تواند از عهده ی خرید آثار شما بر بیاید.
  • هدف مشتریان چیست و هنر شما چه طور به آن ها کمک می کند به آن برسند؟
  • مشتریان چه طور آثار شما را بخرند؟
  • کرایش های تفریحی، سبک و علایق آن ها چیست؟
  • چه خریدارانی کار شما را درک می کنند؟
  • چرا خریداران کار را می خرند؟
  • چه ارتباط و پیوندی بین اثر هنری شما و خریداران است؟
  • چه نوع بازاریابی به گوش آن ها می رسد؟ نقل سینه به سینه؟ ایمیل؟ شبکه های اجتماعی؟

با پاسخ به این سوالات می توانید استراتزی بازار را داشته باشید، و به سمتی بروید که خریداران می روند، و پیوندی محکم بر قرار کنید و بدانید چه طور با اعتماد به نفس با آن ها صحبت کنید تا کار شما را بخرند  ( بحث حرکت به سمت خریداران را نباید با سینمای گیشه و نزول سطح تولید نباید اشتباه گرفت، حرکت به سمت خریدار مفهومی مشابه نیاز سنجی در تولید نرم افزار است، محصول شما باید مورد نیاز مخاطب باشد اما چگونگی خلق و تولید آن و کیفیت آن تخصص شماست- مترجم)

۳- رقبای شما

علاوه بر شناخت خریداران، شما نمی توانید قبل از اینکه بقیه ی بازار (کسانی که با آن ها در رقابت هستید) را بشناسید به سمت آن شیرجه بزنید. زمان بگذارید و کار بقیه را مطالعه کنید، آیا عکس های بهتری نیاز دارند؟ قیمتشان چه طور است؟ نقاط ضعف و قوت آن ها را پیدا کنید.

۴- مسائل مالی

الف) مخارج مثل همه ی کسب و کارها مخارج دارید اما قرار نیست این ها همه ی سود شما را ببلعد. پس برنامه ریزی کنیند، هزینه ها را بنویسید  از ایزار گرفته تا هزینه ی اجاره ی مکان

ب) تامین سرمایه

منظور برنامه ای است برای چگونگی پرداخت همه چیز از ابتدای شروع شغل هنر. آیا پس انداز جمع آوری کرده اید؟ آیا احتیاج به دریافت کمک های مخصوص هنرمندان دارید ( گرانت)؟  چند واحد از آثار خود را باید بفروشید تا مخارج شما تامین شود؟ آیا سرمایه گذاری جمعی راه حل مناسبی است؟

Related image

پ) قیمت گذاری

پاسخ به سوالات قبلی به شما کمک می کند تا بدانید  قیمت هر واحد از آثار خود را چه مقدار تعیین کنید تا  از آن امرار معاش کنید. (قیمت گذاری آثار)

Image result for artist pricing

۵- بازاریابی

الف) پلتفرم (بنیاد) بازاریابی شما چیست؟  بر اساس پرونده ی مشتریان آرمانی خود، استراتژی بازاریابی خود را بیان کنید، ایمیل، شبکه اجتماعی، گالری، بلاگ

ب ) کجا بفروشم؟  چه هدف شما فروش در گالری ها باشد و چه قصد فروش آنلاین داشته باشید، با موسسات ارتباط بگیرید و به تلفیقی از فرصت ها نگاه کنید، و براساس تلفیق فرصت ها، ببنید مشتریان احتمالی شما کجا باید دنبال خرید هنر شما بگردند

Image result for where to sell art

پ) داستان شما: داستان خود را به عنوان هنرمند بنویسید، مهم است چرا که ارتباط شما و مخاطب را ثبت می کند. شرح و بیانیهی هنرمند را با کمک ۵ سوال بنویسید.

Image result for marketing for artist

۶) فرآیند و مراحل کار

تک تک گام های جریان کاری کسب و کار هنرتان را بنویسید از خلق تا فروش. این کمک می کند متوجه زمان و مدتی که لازم است بشوید و برنامه ریزی کنید.  به علاوه این که یک سند کمک می کند هر موقع سردرگم شدید یا قفل کردید، به آن مراجعه کنید و بدانید در مرحله ی بعد باید چه کار کنید، مثلاً

  • خرید لوازم
  • شروع کار
  • عکس از مراحل کار در شبکه های اجتماعی
  • تکمیل کار
  • عکس از اثر هنری
  • گذاشتن اثر و مشخصات در سایت فروش
  • آپلود عکس در وب سایت / پروفایل شخصی
  • همرسانی در شبکه های اجتماعی
  • ایمیل
  • ارائه به نمایشگاه ها
  • چاپ صورتجساب

******************

این مطلب  در مورد طرح تجاری کسب و کار برای هنرمندان توسط حدیث ملکی (کارشناس ارشد و فیلمساز انیمیشن و مصورساز اطلاعات) در بن پم ( وبلاگ   بیسکولنز) گردآوری و پست شده است – فروشگاه بیسکولنز

اما مطلب دوم :

چه طور با اعتماد به نفس در مورد آثار هنری خود صحبت کنید و شغل خود را جلو ببرید و فروش بیشتری داشته باشید

بخش اوّل: محتوای مناسب ارائه دهید ( چه بگویید)

درست است که عکس مهم است اما به معنی بی اهمیت بودن حرف و نوشته نیست، این که چه طور مخاطب را درگیر کنید، خودش عامل موفقیت است.  اما من خیلی از هنرمندان را دیده ام که اصلا تمایل به حرف زدن ندارند  و احساس ناخوشایندی دارند از این که نمی دانند چه بگویند و یا چه طور بگویند.

موارد مهم در اینکه “چه بگویید” (محتوا):

  1. مخاطب شناسی
  2. ارتباط احساسی
  3. چه اطلاعاتی نیاز دارند تا بله را بگویند و خرید کنند

دوم) حضور ( چه طور بگویید)

بعد از خلق اثر با انرژی و زمان فراوان وقت نمایش کار و گذاشتن رویدادی برای نمایش آن است، اما پست یک عکس از کار به همراه سایز و اندازه و رنگ آن کافی نیست و فروش نمی رود، مردم کار را به خاطر سایز یا رنگ نمی خرند بلکه برای ارتباط با هنر شما و شما آن را می خرند.  ارتباط احساسی با تولید گفتگوهای جذاب، محکم و ارتباط با مخاطب و مجموعه داران به وجود می آید.

مهم نیست چه بگویید، بلکه چه طور بگویید. به این فکر کنید سخنران های محبوب شما چه مواردی دارند؟ یا کدام سخنران ها از نظر شما کسالت آورند؟

  1. پیام را کوتاه و تاثیر گذار بگویید، دنیا در عصر سرعت است و جلب توجه سخت است. فردی که در گالری می چرخد کارهای زیادی دیده شما مدت کمی وقت دارید توجه او را به کار خود جلب کنید.  خلاصه گو باشید و وراجی نکنید.
  2. انرژی تان را بالا نگه دارید. همه مردم روز خوب و بد دارند، لازم نیست همیشه شاد باشید اما شما می خواهید هویت خود را بسازید پس به فاز “وای بر من ” نروید. این یک مساله ی درونی و شخصی است و در خواب ، خوراک، زل زدن شما به موبایل، رفتار خسته و ناراحت با بازدیدکنندگان گالری نمود پیدا می کند
  3. روی آغاز و پایان پیام خود تمرکز کنید، مثل یک نمایش که مخاطبان بعد از پایان نمایش جزئیات را به یاد نمی آورند اما شروع و پایان را یادشان می ماند

بخش سوم) چرا (صدای شما)

چرا آثار هنری ای را که می سازید، خلق می کنید؟  برای این سوال جواب دارید؟ خیلی خوب است.  انرژی شما از درون شما می آید (فارغ از  موضوع، ابزار هنری، سال های فعالیت شما) بیشتر هنرمندان از گفتن داستان شخصی می ترسند یا نگران اند که خودشیفته و در خود رفته به نظر بیایند و یا اینکه فکر می کنند چیز جالب و مهمی ندارند. و بنابراین همیشه گفتگوهای سبک و بدون زنجیره دارند بدون اینکه ذات خلاق درونشان را نشان بدهند.

این سه مورد (چه، چه طور، چرا) که گفته شد کمک می کند به ایجاد ارتباط معنادار، گفتگو با مخاطب و فروش بیشتر و لذت از ندگی هنری

Image result for happy art business

Simon Sinek سخنران انگیزشی می گوید “مردم آثار شما را نمی خرند بلکه کاری را که می کنید می خرند”

************

این مطلب  در مورد طرح تجاری کسب و کار برای هنرمندان توسط حدیث ملکی (کارشناس ارشد و فیلمساز انیمیشن و مصورساز اطلاعات) در بن پم ( وبلاگ   بیسکولنز) گردآوری و پست شده است – فروشگاه بیسکولنز

******************

برای صحبت در مورد چرایی هنرتان ( صدای شما)

الف) ماموریت خود را روی صحنه نشان همه بدهید

مهم نیست چه می سازید یا چرا، بگویید چه می کنید. از ترس در مورد مسائل واقعی نترسید. از تکرار و تکرار خجالت نکشید این باعث ثبت شما در ذهن مردم می شود و اگر زیادی بشوند، مطمئن می شوند شما در کارتان جدی هستید.  به ماموریت حال و افق آینده ی خود باور داشته باشید و از گفتن آن به همه خجالت نکشید.

ب) صدای اصیل خود را داشته باشید، مدل شما شوخ طبع است یا جدی؟ موقع خلق اثر به چه فکر می کنید؟ منبع الهام شما چیست؟  چه قدر محکم به چرایی هنر خود می چسبید؟ درست است که آدم دلش می خواهد به کار هنرمندها و برندهای دیگر نگاه کند، و فکر کند که ” من هم باید مثل آن ها باشم، همان تکنیک همان کار … بالاخره برای آن ها که مثمر ثمر بوده، نه؟ ”

مشکل فشردن خودتان در یک قالب این است که صحبت از منابع الهام را برای شما سخت تر و سخت تر می کند و شما را به بیرون قلمرویی که برای خود ساخته اید پرت می کند.

پ) به مراحل مخاطبتان یعنی شناخت شما، علاقه و اعتماد به شما توجه کنید. مجموعه داران هدف شما در شما گرد می آیند چون حس می کنند شما را دوست دارند و ادامه دهید تا دوست داشتن را به اعتماد و خرید تبدیل کنید.  چیزی که به فروش کار شما منجر می شود. خریداران از شما یک اثر نمی خرند بلکه فکر می کنند شما در آینده هنرمند مطرحی میشوید و دارند سرمایه گذاری ای انجام می دهند که ارزش آن را دارد، آثاری که “شما” باشد. بین نمایش و خرید تعادل ایجاد کنید لازم نیست همیشه بگویید “این رو بخرید” یا “این برای فروش است”

***************

Image result for grandma telling story

خوب دوستان من از این که تا اینجا پست من و ترجمه و تلخیص رو مطالعه کردید متشکرم حالا می خواهم به سراغ بخش دوم بروم یعنی بررسی نقاط ضعف کسب و کارهایی که در این سال ها شروع کردم

اول) sweetwords این مربوط میشد به ترجمه،  به دنبال ترجمه سفارشی بدون ثبت نامم به عنوان مترجم نبودم چند ترجمه ی مقاله عمومی و ترجمه هایی برای مجلات انیمیشن انجام دادم و هرچند که از نظر رزومه برای من خوب بود، ثبت نام در مجله ی تخصصی انیمیشن ایران آن هم مقالات تخصصی اما از نظر کسب و کار این ایده ادامه پیدا نکرد. نقاط ضعف: الف) نداشتن افق آینده : هیچ گونه افق آینده ی برای این کار ترسیم نکرده بودم مثلا نگفته بودم که دوست دارم بعد از چند سال به چه درجه ای برسم؟ ژونالیست علمی-هنری آنلاین؟ مترجم کتاب ( با این روال کند چاپ کتاب!)؟ مترجم سخنرانی ها و مراسمات تخصصی هنری و کامپیوتری؟ نداشتن افق آینده نقطه ضعفی بود که سطح انرژی را پایین می آورد؟  ب) قیمت گذاری نامناسب، قیمت گذاری توسط خود سفارش دهنده ها انجام می شد، اما مثلا در مورد مجله در سال ۹۳ با قیمت ۸۰۰ کلمه چهل هزار تومان شروع شد که در سال ۹۵ نیز همچنان همان قیمت ۸۰۰ کلمه چهل هزار تومان بود، عدم پاسخگویی درخواست های من برای بالابردن قیمت، و تفاوت قائل شدن مقالات دشوار علمی پژوهشی با مطالب روزانه و روان آنلاین، در نهایت باعث شد که این همکاری را ادامه ندهم. پ) پیدا نکردن راهی در این کار برای بروز صدا و خلاقیت فردی ت) نادیده گرفتن مهارت شخصی یعنی نه تنها زبان انگلیسی خوب لازم است بلکه ادبیات فارسی غنی و آشنایی با کلمات دبش و زیبای ادبیات قدیم مردم بسیار لازم است.

دوم) گراف ابریشم: این مورد در ابتدا به این شکل بود که کلاس های تدریسم در مدارس و آموزشگاه را کم کردم و قصد تدریس خصوصی کردم، در ابتدا تدریس خصوصی کامپیوتر بود و بعد ریاضی گسسته دبیرستان اضافه شد. تمایل به جاری کردن فعالیت های زیبای فکر و حل مساله، یاد دادن و حل مسائل دشوار ریاضی، المپیاد کامپیوتر و … و البته درآمد خوب کلاس های کنکور. اما در این کار دو مورد نادیده گرفته شده بود: الف) نادیده گرفتن مشتریان، با اینکه به خاطر ذات جذاب کامپیوتر و ریاضی به نظر می آید باید تدریس مستقل خیلی هیجان داشته باشد اما نکته ی اصلی این بود که تماس های برای تدریس خصوصی ریاضی غالبا از سمت والدین کسانی است که ریاضی بسیار ضعیفی دارند، و غالبا هم در ماه های آخر قبل امتحان رخ می دهد بنابراین به جای کلاس های جذاب حل مساله و فرصت ایجاد علاقه در دانش اموزان تنها با افرادی بی علاقه، به هدف قبول شدن یا از سر اجبار سر کلاس نشسته روبرو می شوید. ب) رقابت در این حوزه بسیار زیاد است، نمی توانید بگویید تدریس می کنید و بعد فیلم می سازید. برای کسب درآمد باید شهرت کافی برای دعوت شدن از طرف مدارس و آموزشگاه های مطرح به دست بیاورید،  باید تمام کتاب را حفظ باشید، بنویسید، کتاب چاپ کنید، فعالیت های چند رسانه ای داشته باشید.  و بپذیرید که ممکن است تا ۱۲ شب، رو تعطیل و … سر کلاس باشید.

بنابراین به نظر من با توجه به دلیلی که در مورد سطح مخاطب گفتم بهترین موضوع برای تدریس خصوصی مهارت خاص است، مثلا نوازندگی، طراحی، نقاشی، نرم افزار خاص. شاید بپرسید ” انیمیشن چه طور؟” در مورد انیمیشن سه حالت وجود دارد: حالت اول بخش هنری آن  برای عموم شاید انیمیت سنتی یا هرچه نیاز به نمایش دارد چرا که غالب مردم آشنا نیستند حالت دوم تدریس یک نرم افزار است، راستش را بخواهید از این کار واقعا خوشم نمی آید چرا که متاسفانه نگاه عموم این است که نرم افزار یعنی انیمیشن و غالبا درخواست یادگیری غیر پروژه ای و تنها در سطح پایین اجرایی دارند و از طرفی هرکس با هر مدرکی در این مورد به تدریس می پردازد، در یکی از سیستم های آموزش آنلاین ثبت کلاس کردم بعد از این که برای تدریس دعوت کردند دیدم عناوینی مثل تی وی پینت و … در آن وب سایت آموزش داده می شود آن هم توسط مهندس فلانی دارای مهندسی معماری!!!  اما مورد سوم تدریس انیمیشن تدریس کنکور است، با اینکه من در معلمی که در کنکور عملی به من کمک کرد خیلی ممنونم اما در واقع این به خاطر این بود که کلاس نه به هدف کنکور بلکه به هدف های بالاتری بود و از طرفی آموزشگاه هم پول محور نبود، حتی شهریه را در دو نوبت دریافت می کرد. اما الان گاهی آموزشگاه های کنکور عملی انیمیشن از تدریس به عنوان منبع درآمدی فصلی برای گذران زندگی بقیه ی ماه ها و تولید فیلم استفاده می کنند ( که البته با وجود افتصاد نامناسب انیمیشن طبیعی است) و به همین دلیل من اگرچه دوست دارم به علاقه مندان  ورود به رشته و رشد انیمیشن کمک کنم اما به دنبال کمک به شلوغ تر شدن دانشگاه با افراد غیر علاقه مند یا کسب درآمد از طریق آموزش کنکور هم نیستم.

سوم: صداپیشگی و خواندن متن: در این مورد هم با اینکه به انجام سفارشی کتاب صوتی برای دانشگاه و تبلیغات منجر شد اما عیب اول آن: گسترده نبودن محل فروش خدمات بود، سایت های فریلنسری تنها پروژه های  کوتاه داشتند که گاهی ناآگاهی از محصول نهایی مورد نظر آن ها جذاب نبود، دوم: نبود افق آینده و ندانستن مسیر رسیدن به افقی بالاتر یعنی سریال و فیلم و… سوم: عدم استمرار

بیسکولنز ، در مورد بیسکولنز، یک اتفاق جالب افتاد که البته مثبت بود، من از جذابیت خوراکی ها برای بیان مسائل علمی و دانستنیها استفاده می کردم، خصوصا که با خودم گفتم برای صحبت در مورد تصویر و عکس خوراکی ها موضوع خوبی هستند، به نسبت مدل ها و افراد با مشکلات کم تری از نظر کسب اجازه از افراد و یا مجاز بودن نمایش با پوشش های مختلف مواجه هستند. اما ناگهان در تابستان ۹۷ بعد از ویدئوی آزمایش شیر ، قیمت لبنیات بالا رفت، من همانند موضوعی که مظرح شد به جای تعریف آرت استایل شخصی داشتم خود را در قالب استایل افراد محبوبم مثل جونی سایمون یا سورتد فرو می بردم. اما این موضوع خیلی با ایران قابل تطبیق نبود عکاسی تبلیغاتی هدف من نبود و عکاسی قصه گو مد نظرم بود از طرفی قصد بلاگ تصویری از دستپخت های روزانه هم نداشتم پس روی موضاعات ساده مثل میوه  تمرکز کردم اما باز مشکلات کشور و گرانی بیشتر شد، در خرید عید نوروز خانمی یواشکی تقاضای کمی شکلات کرد، یا فردی در پرسش که ماهی فروشی بسته؟ ما که گوشت نمی توانیم بخوریم یا نظرات مردم در مورد خوراکی های کسانی که عکاسی تبلیغاتی می کردند، را خواندم، همه ی اینها این احساس را که نمی خواهم روی عکاسی خوراکی تمرکز کنم و فقط از حضور آن به عنوان نمک استفاده کنم بیشتر کرد حتی من را بیشتر به سمت تصویرسازی و انیمیشن برد که از این جهت می گویم مثبت بوده است، و کم کم متوجه تعریف استایل شخصی شدم که حتما در پست های قبلی ( قوری دمنوش ایده ها) راجع به آن خوانده اید.

گیلاگراف: این مورد یکی از دوست داشتنی موارد بود، انگیزه ی آن آشنایی با یکی از هم دانشگاهی ها بود که آشنا به ساخت جواهر و بدلیجات بود و من از این موضوع خیلی انرژی گرفتم، من که همیشه در دنیای نرم  ( برنامه ی کامپیوتری و انیمیشن ) بوده ام،  تولید کالای فیزیکی و فروش آن برایم فوق العاده جذاب بود و این پروژه به من خیلی کمک کرد، ما برخلاف نسل قبل شکلات فروشی در تابستان را تجربه نکرده ایم و بر خلاف نسل فعلی درس کارآفرینی نداشته ایم تا طرح تجاری بنویسیم و کالا تولید کنیم و در یک نمایشگاه در مدرسه بفروشیم و بیشترین فروش جایزه بگیرد. برای من این تجربه بسیار مفید بود، شکست و فروش نرفتن هم داشت اما تغییر ذهنیتم و ایجاد اعتماد به نفس از فروش به جای خجالت و تعریف کالا و … همه جالب بود و از همه جذاب تر فروش کتاب های الکترونیک و ارتباطم با مخاطبان بود.

Parent: Aloobaloo Studio Animation & Visual

استودیو آلوبالو: با اینکه این مورد اولین کار بود و البته فایده هایی نداشت مثل ثبت به عنوان نام شرکت در هنگام ارسال برای جشنواره ها اما عمده نقطه ضعف آن آشنا نبودن با فضای کار بود الف) نداشتن شرح ماموریت: تصور من بر همان روال رایج  دانشگاه یعنی فیلم کوتاه بساز و به جشنواره بفرست بود، در حالی که این برای حیات یک استودیو روش مناسبی نیست، مگر برنامه ی مناسبی برای تامین سرمایه و اطمینان بالایی بر بازگشت سرمایه و فروش باشد  ب) عدم آشنایی من با مفهوم  سبک هنری، یعنی با اینکه در مورد تکنیک های انیمیشن می دانستم و یا  سبک های مطرح انیمیشن  را می دانستم اما آنچه که تولید می کردم مشخص نبود، نه برای خودم نه برای مشتری، بنابراین گفتگوهای طولانی با مشتری که چه می خواهد و انرژی زیاد از من برای تولید طبق آنچه که او می خواهد و نه آن طور که من تولید می کند. این ها همه به مرور و با مطالعه ی کارهای افراد و استودیو های مختلف برایم واضح شد.

لنزوپنز عکاسی های من، بهترین پروژه ی آنلاین من بود در حالی من هیچ از عکاسی نمی دانستم با یک گروه در کاوچ سرفینگ شروع به عکاسی کردم بعد عضو سایت های مختلف مسابقات عکاسی شدم، جایزه گرفتم یاد گرفتم، این ایده آل ترین حالت دانشجویی است، شما یاد بگیرید و همزمان کار نشر دهید و پیشرفت کنید جایزه از انگلستان و ایران، شرکت در نمایشگاه انگلستان و پرتقال و چاپ در هند. اما نقطه ضعف این طرح مشخص نبودن بازار هدف ، و قیمت گذاری نامناسب و تورم ها بود: با اینکه در این زمینه چند پروژه در زمینه ی کنفرانس، ورکشاپ و لباس انجام دادم، اما مشخص نبودن اینکه منبع درآمد از چه است؟ عدم تمایل به انجام عکاسی عمومی آتلیه ای (خانوادگی و بارداری و کودک). مشکل نمایش عکاسی فشن و مدل و فاصله داشتن روحیه با این نوع عکاسی. عدم داشتن پلتفرم مناسب فروش  چاپ تابلو عکس از مواردی بود که این مورد را به تعلیق در آورد هرچند که با فکر کردن متوجه شدم باید سبک خاص خودم را داشته باشم و با روحیه ی انیمیشنی که در من هست می خواهم کارهای عکاسی ام را به سمت خلق فضاهای فانتزی و قصه گویی و برگزاری گالری در خارح و فروش در خارج ببرم و از طرفی نمایش مهارت هایم در کامپوزیت و عکاسی خلاق و ورود به ویژال افکت ( جلوه های بصری) باشد

بن پم: طرح مالی کار ابتدا بر اساس جذب  در آمد از بازدید و تبلیغات بود مثل برخی وبلاگ های موجود  اما رسیدن به آمار بازدید بالا استراتژی می خواهد، و باید علاقه ی اول شما باشد، نه دوم نه منبعی برای در آمد برای فیلم سازی. علاقه ی اول یعنی صبح و شب بخوانید و  با هدف انتخاب کنید و بنویسید  هرچند که بعدها تغییر هدف داد و به عنوان وبلاگ کاری و ارتباط  با دوستان و مخاطبان از آن استفاده می کنم

Image result for my failures

مطلب خیلی طولانی ای بود، ممنون که وقت گذاشتید و مطالعه کردید، شما هم اگر تجربه ای دارید در بخش نظرات بنویسید.

منابع

an-artist-s-guide-to-making-a-business-plan-in-just-6-steps

confidently-talk-about-your-artistic-vision-and-make-more-sales-today-part3

این مطلب  در مورد طرح تجاری کسب و کار برای هنرمندان توسط حدیث ملکی (کارشناس ارشد و فیلمساز انیمیشن و مصورساز اطلاعات، مهندس نرم افزار) در بن پم ( وبلاگ بیسکولنز) گردآوری و پست شده است – فروشگاه بیسکولنز

نویسنده: حدیث

حدیث ملکی (بیسکولنز): کارگردان هنری و پژوهشگر کوچولویی که از دنیای انیمیشن به دنیای واقعی آمده، قصه ها و دانستنیها را به تصویر می کشد| کارشناس ارشد انیمیشن، کارشناس مهندسی نرم افزار http://bisculens.ir | http://hmaleki.ir

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *